تبلیغات
تحقیق و پروژه - مقاله معاد

تحقیق و پروژه

شنبه 8 مهر 1396

مقاله معاد

نویسنده: فاطمه غلامی   

معاد

یک نظر اجمالى به آیات قرآن مجید نشان مى‏دهد که در میان مسائل عقیدتى هیچ مسأله‏اى در اسلام بعد از توحید به اهمیت مسأله معاد و اعتقاد به حیات بعد از مرگ، و حسابرسى اعمال بندگان و پاداش و کیفر و اجراى عدالت نیست.

وجود حدود ۱۲۰۰ آیه درباره معاد در مجموع قرآن مجید که قریب به یک سوم آیات قرآن را تشکیل مى‏دهد، و این که تقریباً در تمام صفحات قرآن بدون استثنا، ذکرى از معاد به میان آمده، و این که بسیارى از سوره‏هاى اواخر قرآن به طور کامل، یا به طور عمده، درباره معاد و مقدمات و علائم و نتایج آن سخن مى‏گوید، شاهد گویاى این مدعى است.

در جاى جاى قرآن مجید بعد از موضوع ایمان به خدا، ایمان به جهان دیگر آمده و تقریباً در ۳۰ آیه دو موضوع را قرین هم قرار داده. و یؤمنون باللَّه و الیوم الاخر یا تعبیرى شبیه آن فرموده است و در بیش از ۱۰۰ مورد اشاره به الیوم الاخرة یا الاخرة فرمود است.

چرا چنین نباشد در حالى که:

۱ – ایمان به خدا و حکمت و عدالت و قدرت او بدون ایمان به معاد کامل نمى‏گردد.

۲ – ایمان به معاد به زندگى انسان مفهوم مى‏دهد، و زندگى این جهان را از پوچى در مى‏آورد.

۳ – ایمان به معاد روند تکاملى زندگى بشر را در مسیر روشنى نشان مى‏دهد.

۴ – ایمان به معاد ضامن اجراى تمام قوانین الهى، و انگیزه اصلى تهذیب نفوس، و احقاق حقوق و عمل به تکالیف و ایثار شهیدان و فداکارى فداکاران است و انسان را حسابگر خویش مى‏سازد.

۵ – ایمان به معاد روح دنیا پرستى را که خمیر مایه تمام خطاها و جنایات است تضعیف مى‏کند، و دنیا را از صورت یک هدف نهایى بیرون آورده، مبدل به یک وسیله براى نیل به سعادت جاویدان مى‏سازد، و چقدر میان این دو دیدگاه تفاوت است!

۶ – ایمان به معاد به انسان در برابر شدائد نیرو مى‏بخشد و چهره وحشت‏انگیز مرگ را که همیشه به صورت کابوسى بر افکار انسان‏ها سنگینى داشته، و آرامش را از آنها سلب مى‏کرده، دگرگون مى‏سازد و آن را از مفهوم فنا و نیستى به دریچه‏اى به سوى جهان بقا تغییر مى‏دهد.

۷ – کوتاه سخن این که ایمان به معاد به اضافه ایمان به مبدأ عالم هستى خط فاصل فرهنگ خداپرستان و مادیین محسوب مى‏شود.

با این اشاره به قرآن باز مى‏گردیم و به آیات زیر گوش جان فرا مى‏دهیم.

۱ – اللَّه لا اله الا هو لیجمعنکم الى یوم القیامة لا ریب فیه و من اصدق من اللَّه حدیثاً. نساء، ۸۷

۲ – زعم الذین کفروا ان لن یبعثوا قل بلى و ربى لتبعثن ثم لتنبئو ن بما عملتم و ذلک على اللَّه یسیر. تغابن، ۷

۳ – و یستنبونک احق هو قل اى و ربى انه لحق و ما انتم بمعجزین. یونس، ۵۳

۴ – و قال الذین کفورا لا تأتینا الساعة قل بلى و ربى لتأتینکم عالم الغیب. سبا، ۳

۵ – ربنا انک جامع الناس لیوم لا ریب فیه ان اللَّه لا یخلف المیعاد. آل عمران، ۹

۶ – الا ان الذین یمارون فى الساعة لفى ضلال بعید. شورى، ۱۸

۷ – والذین کذبوا بآیاتنا و لقاء الاخرة حبطت اعمالهم هل یجزون الا ما کانوا یعملون. اعراف، ۱۴۷

۸ – و ان الذین لا یؤمنون بالاخرة اعتدنا لهم عذاباً الیماً اسراء، ۱۰

۹ – و قیل الیوم ننساکم کما نسیتم لقاء یومکم هذا و ماواکم النار و ما لکم من ناصرین. جاثیه، ۳۴

۱۰ – و ان تعجب فعجب فولهم ءاذا کنا تراباً ءانا لفى خلق جدید اولئک الذین کفروا بربهم و اولئک الاغلال فى اعناقهم و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون. رعد،۵

maad

ترجمه

۱ – خداوند معبودى جز او نیست، و به طور قطع همه شما را در روز رستاخیز که شک در آن نمى‏باشد جمع مى‏کند، و کیست که از خداوند راستگوتر باشد؟

۲ – کافران پنداشتند که هرگز برانگیخته نخواهند شد، بگو آرى، به پروردگارم سوگند که همه شما در قیامت مبعوث خواهید شد، سپس آن چه را عمل مى‏کردید به شما خبر مى‏دهند، و این براى خدا آسان است.

۳ – از تو مى‏پرسند: آیا آن وعده مجازات الهى حق است؟ بگو آرى، به خدا سوگند قطعاً حق است، و شما نمى‏توانید از آن جلوگیرى کنید!

۴ – کافران گفتند قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد، بگو آرى، به پروردگارم که از غیب آگاه است سوگند که به سراغ همه شما خواهد آمد.

۵ – پروردگارا! تو مردم را در روزى که تردیدى در آن نیست جمع خواهى کرد، خداوند هرگز از وعده خود تخلف نمى‏کند.

۶ -… آگاه باشید آنها که در قیامت تردید مى‏کنند در گمراهى عمیقى هستند.

۷ – و کسانى که آیات ما و لقاء رستاخیز را تکذیب و انکار کنند اعمالشان نابود مى‏گردد، آیا جز آن چه را عمل کرده‏اند پاداش داده مى‏شوند؟!

۸ – آنها که به قیامت ایمان نمى‏آورند عذاب دردناکى برایشان آماده ساخته‏ایم.

۹ – و به آنها گفته مى‏شود: امروز شما را فراموش مى‏کنیم، همان گونه که شما دیدار امروز را فراموش کردید، و جایگاه شما دوزخ است و هیچ یاورى ندارید!

۱۰ – و اگر مى‏خواهى از چیزى تعجب کنى، عجیب، گفتار آنها است که مى‏گویند: آیا آن هنگامى که خاک شدیم (بار دیگر زنده مى‏شویم و) به خلقت جدیدى باز مى‏گردیم؟! آنها کسانى هستند که به پروردگارشان کافر شده‏اند و آن غل و زنجیزها است در گردنشان و آن‏ها اصحاب آتشند و جاودانه در آن خواهند ماند.

تفسیر و جمع بندى

تأکیدهاى پى ‏در پى :

در آیات فوق مسأله معاد و حیات پس از مرگ با تأکیدات فراوانى به صورت‏هاى مختلف مطرح شده است و همه بیانگر اهمیت خاصى است که قرآن براى این مسأله قائل است.

در نخستین آیه، سخن از اجتماع قطعى انسان‏ها در آن روزى که هیچ شک و تردیدى در آن نیست به میان آمده مى‏فرماید: «هیچ معبودى جز اللَّه نیست، و به طور قطع همه شما را در روز قیامت که شک و تردیدى در آن راه ندارد جمع مى‏کند اللَّه لا اله الا هو لیجمعنکم الى یوم القیامة لا ریب فیه).

سپس براى تأکید بیشتر مى‏افزاید: چه کسى از خدا راستگوتر است؟! و من اصدق من اللَّه حدیثاً

آغاز و انجام آیه، و بندبند آن، هر کدام تأکیدى است بر این مسأله، و نشان دهنده میزان اهمیتى است که قرآن براى این موضوع قائل است. (۱)

قابل توجه این که ریب به گفته مقائیس اللغه در اصل به معنى هر گونه شک است یا شکى که آمیخته با خوف و ترس باشد و اگر این واژه بر حاجت نیز اطلاق مى‏شود به خاطر آن است که صاحب حاجت معمولاً شک در حصول آن دارد، شکى آمیخته با خوف از دست رفتن!

در فروق اللغه میان شک و ریب تفاوتى ذکر شده، که ارتیاب شکى است آمیخته با تهمت.

شاید به کار رفتن این واژه در قرآن مجید در مورد معاد نیز به خاطر همین باشد که مخالفان علاوه بر این که درباره معاد اظهار شک مى‏کردند پیامبر را نیز متهم مى‏نمودند که این مطالب را از خود ساخته است.

البته جاى این سؤال باقى مى‏ماند که چرا قرآن در این جا و مانند آن تنها به ادعا قناعت کرده و دلیلى ذکر نفرموده است؟

این به خاطر آن است که اولاً دلائل معاد در جاى جاى قرآن مجید بارها و به طور مکرر مطرح شده، و نیازى نبوده است که در هر آیه تکرار گردد، ثانیاً گویى قرآن مى‏خواهد این حقیقت را بیان کند که دلائل معاد آن قدر روشن و واضح و آشکار است که جاى هیچ گونه شک و تردید را باقى نمى‏گذارد. (۲)

در دومین آیه به پیامبر اکرم دستور مى‏دهد که مؤکداً سوگند یاد کند که قیامت و حشر و نشر در کار است، مى‏فرماید: کافران گفتند: هرگز برانگیخته نخواهند شد! بگو: آرى به پروردگارم سوگند که همه شما برانگیخته خواهید شد، سپس آن چه را عمل مى‏کردید به شما خبر مى‏دهد، و این براى خدا آسان است. زعم الذین کفروا ان لن یبعثوا قل بلى و ربى لتبعثن ثم لتنبئون بما عملتم و ذلک على اللَّه یسیر.

مى‏دانیم سوگند یاد کردن معمولاً کار خوبى نیست، آن هم سوگند به پروردگار، و لذا قرآن مردم را از آن نهى مى‏کند و مى‏گوید: و لا تجعلوا اللَّه عرضة لا یمانکم خدا را معرض سوگندهاى خود قرار ندهید. بقره، ۲۲۴٫

ولى گاه مطلب به قدرى مهم است که یاد کردن سوگند در مورد آن نه تنها ممنوع نیست، بلکه لازم است.

قابل توجه این که علاوه بر تأکیداتى که در لتبعثن و لتبنئن وجود دارد، در پایان آیه نیز تصریح مى‏کند که این کار براى خدا آسان است، و لذا نباید در آن شک و تردید کنید. (۳)

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :